نقد و بررسی تخصصی کتاب بهار بی باران
معرفی کتاب
انسان در زندگی خود موهبتهایی را خواهد چشید اما افرادی به چشیدن اندک قناعت نکرده، به این درد مبتلا گشتن و گوشه ای از این حال را چشیدن، این حال، همان گرفتگی دل است که در اصطلاح به آن “قبض” گفته می شود.
گویا خداوند سرور باطنی را از قلب بنده اخذ کرده و به ملکیت و تصرف خود در آورده است. نقطه مقابل آن “بسط” یعنی شکفتگی دل است. تحمل قبض بسیار سخت است، اما با شناخت صحیح آن می توان برکات بسیار عظیمی از آن بر گرفت.
لذا باید گفت “قبض و بسط” یکی از مهم ترین مراحل طی طریق است، که خود هم قدم است و هم قدمگاه، هم مایه تثبیت است و هم ملاک ثبوت سالک در راه کمال.
پس بر هر اهل دلی است که با این فراز و نشیب راه آشنا شود و گوهرهای بی نظیر آن را دریابد تا در، یابد.
حال اگر دلت مبتلای بهاری بی باران است و در حسرت قطره آبی به آسمان چشم دوخته ای، با بهار بی باران همراه شو، شاید در پایان، بویی از عطر گل های بهار، مشام جانت را لبریز کند، شاید آسمان ببارد و شاید بهارت پرباران شود.
برشی از کتاب
آیا بسط و جذبه یکی است؟ خیر
جذبه موهبت خاص الهی به بنده است و کششی است از جانب معشوق که چون سیل، قلب و وجود سالک را می کند و با خود می برد. کوهی به کاهی می دهد و تاج شاهی به گدایی.




